مروري بر زندگينامه و آثار كارل تئودور دراير

مطالب دیگر:
📗تحقیق در مورد هنرهاي تجسمي عناصر بصري ( نقطه، خط، سطح و حجم) نقطه 📗تحقیق در مورد هنرهاي تجسمي 📗تحقیق در مورد واشر تخت 📗تحقیق در مورد هنر مجسمه سازی در یونان 72 ص 📗تحقیق در مورد ورزش در دوران بارداری 📗تحقیق در مورد واحد الفین 📗تحقیق در مورد ويژگيها و روشهاي آزمون رنگ آستري برپايه كرومات روي و اكسيد آهن براي مصارف روي در و پنجره‌هاي فلزي 📗تحقیق در مورد پانكريشن در ایران 📗تحقیق در مورد وصیت چمران 📗تحقیق در مورد پرخاشگری در نوجوانان 📗تحقیق در مورد پروانه برگخوار سفید امریکایی افت جدی و خطرناک باغ ها و جنگلهای ایران (Recovered) 7 ص 📗تحقیق در مورد وصیت نامه سیاسی الهی امام 📗تحقیق در مورد پرتونگاري ويژگيهاي پرتو X 📗تحقیق در مورد پروتکل ها و DNS 📗تحقیق در مورد پمپ روغن 20ص 📗تحقیق در مورد پسماندهاي شهري 📗تحقیق در مورد پمپ سانتر فیوژ 19 ص 📗تحقیق در مورد پژوهشکده توسعه تکنولوژی ایران 13 ص 📗تحقیق در مورد پروژه مکانيک 25 ص 📗تحقیق در مورد پیچیدگی برگ هلو Peach Leaf Curl 📗تحقیق در مورد پیامبرازنگاه غیرمسلمانان 📗تحقیق در مورد مديريت و ارتباطات 📗تحقیق در مورد مـديريـت شطـرنجـي 📗تحقیق در مورد چوب شناسي 📗تحقیق در مورد چند برنامگی
زندگينامه و آثار كارل تئودور دراير, آثار كارل تئودور دراير|30009096|xlm
در این صفحه از وب سایت برتر با شما هستیم با مروري بر زندگينامه و آثار كارل تئودور دراير

كارل تئودور دراير (1889 1968) وي كه پسر نامشروع يك پيشخدمت و يك كارخانه دار سوئدي بود در كپنهاگ به دنيا آمد. و در همانجا بزرگ شد و به واسطه ي خانواده اي كه او را به فرزندي پذيرفته بودند دوران كودكي اش خالي از عشق و مصيبت بار گذشت او كه قصد داشت هر چه زودتر درآمدي براي خود دست وپا كند به عنوان ناقد تئاتر و گزارشگر هواشناسي درروزنامه اي دانماركي مشغول به كار شد. او همچنين كار فيلمنامه نويسي را آغاز كرد و اولين فيلم نامه اش در 1912 به فيلم درآمد سال بعد براي كارآموزي در نورديسك مشغول شد در آنجا به كارهاي مختلف پرداخت و حدود بيست فيلمنامه نوشت او در سال 1919 نخستين فيلم خود به نام (رئيس جمهور) را كارگرداني كردكه ملودرامي بود با ساختار روايي گريفيثي و نچسب كه بهر حال بيانگر درك بصري قوي اش بود دراير از اين فيلم شگفت انگيز و چند 1پيزودي (برگهايي از كتاب شيطان ) را ساخت اين فيلم تا اندازه اي تقليدي از تعصب (گريفيث) بود و در سال 1919 توليد شد اما تا سال 1921 اكران نشد. دراير جوان ثابت كرد كه در مسائل ميزانسن و انتخاب و هدايت بازيگران فردي كمال گرا و وسواسي است. اين امر باعث جدايي او از نورديسك و فعاليت مستقلش شد وهمين استقلال باعث شد تا باقي فيلمهاي صامتش را در پنج كشور مختلف بسازد دراير فيلم (بيوه پارسون) 1920 را در نروژ و براي شركت SVENSK FILMINDUSTRI ساخت اين فيلم درعين حال كه از لحاظ سبك وامدار شوستروم و استيلر است گرايش آشكار دراير را به تحليل شخصيت به قيمت از دست دادن روايت نشان مي دهد اين نكته در فيلم (ميكائيل) كه دراير آنرا در سال 1924 در‌ آلمان ساخت نيز ديده مي شود.



داستان اين فيلم در باره ي مثلث عشقي و عاطفي است كه يك نقاش و مدل مرد او و زني نجيب زاده و روس رابه هم پيوند مي دهد كه مدل نقاش را اغفال مي كند و در واقع منبع الهام نقاش را مي دزد اين فيلم اگر چه سرشار از اشارات سبموليستي است (كه بخش اعظم آنها متعلق به رمان هرمان بانگ است كه فيلمنامه اقتباسي از آن بود.) در واقع بيانگر نخستين تلاش دراير براي تحليل زندگي دروني شخصيتها در مناسبت با محيط شان بود.



دراير با اريش پومي، تهيه كننده ميكائيل، درافتاد و به همين علت به دانمارك بازگشت و درآنجا فيلم (ارباب خانه 1925) را ساخت كه درامي است درباره ي پدري كه با رفتار خودخواهانه و سلطه طلبانه اش به دل همسر وفرزندانش هراس مي افكند در اين فيلم نماهاي نزديك ازچهره شخصيتها نقش مهمي دارند. دراير نوشته است : چهره انسان سرزميني است كه هرگز در كاوش و تفحص در آن خسته نمي شويم در استوديو تجربه اي بزرگتر از ديدن حالت چهره اي تحت تأثير قدرت شگفت انگيز الهام نيست. اين ايده ي لكيو فيلم (مصائب ژاندارك 1928) است كه در آن نماي نزديك در فصل طولاني بازجوئي از ژاندارك درحالي كه پشت به پسزمينه اي ترسناك دارد به اوج خود مي رسد.



آخرين فيلم صامت دراير يعني ژاندارك در فرانسه و با منابع مالي و فني فراوان و آزادي عمل بسيار براي او ساخته شد. ناقدان بلافاصله آنرا ستودند و شاهكار دانستند. اما اين فيلم از لحاظ تجاري شكست سختي خورد آنچنان كه دراير در چهل سال بعد تنها توانست پنج فيلم را كارگرداني كند فيلم (خون آشام 1932) وضع بدتري از ژاندارك پيدا كرد . اين فيلم كه در آن تنها از بازيگران غير حرفه اي استفاده شده است يكي از آزار دهنده ترين فيلمهاي ترسناكي است كه تا بحال ساخته شده است؛ كيفيتي غير واقعي و رويا گونه و توهمي دراين فيلم هست كه سبك فيلمبرداري مبهم و تارش آنرا تشديد مي كند. از اين فيلم استقبال نشد و به همين دليل بود كه دراير در اوج قدرت خلاقه اش شهرت فردي مستبد و وسواسي و خسته كننده اي را يافت كه همه كارهايش با شكست روبرو مي شود. در ده سال بعد دراير دركشورهاي فرانسه، انگلستان و سومالي روي طرحهايي بي حاصل كار كرد تا اين كه به دانمارك وسركار قبلي اش يعني روزنامه نگاري بازگشت. او بالاخره در سال 1943 توان آنرا يافت كه فيلم (روز خشم) راكارگرداني كند كه بيانيه‌ي قدرتمندي است درباره ي ايمان و خرافات و تعصبات مذهبي فيلم روز خشم، خشك و بي روح و متعادل است وسبكش به انتزاع گرايش دارد، انتزاعي كه فيلمبرداري كنتراست بالا تشديدش مي كند ناقدان دانماركي در فيلم اشاره به آزار و اذيت يهوديان توسط نازي‌ها يافتند كه اين امر باعث فرار كارگردان فيلم به كشور سوئد شد. دراير پس از پايان جنگ به كپنهاگ بازگشت و با درآمدي كه از اداره يك سينما به دست آورده بود فيلم (اردت 1955) را ساخت كه داستان آن درباره ي دشمني ميان دو خانواده ي متعلق به فرقه هاي مذهبي متفاوت است كه با داستان عشق ميان اعضاي دو خانواده پيچيدگي بيشتري مي يابد. اين فيلم بيش از پيش گرايش دراير به ميزانسن و دكورهاي ساده و خشن را نشان مي دهد گرايشي كه با استفاده از برداشتهاي طولاني و كند تشديد مي شود.